نویسنده: پزشک فارغ التحصیل دانشگاه علوم پزشکی تهران؛ ساکن ایالات متحده آمریکا
مرکز درمانیای که در آن مشغول به کار هستم، یک مجموعهی بسیار بزرگ و مجهز، متشکل از دانشکدهی پزشکی، بیمارستان و تعداد زیادی زیرمجموعههای تحقیقاتی است که تقریباً هر رشتهای اعم از پزشکی و علومانسانی و مهندسی را پوشش میدهد؛ به طوریکه تقریباً یکسوم از جمعیت شهر، در همین مرکز مشغول به کار هستند. این مرکز یکی از بهترین و معتبرترین مراکز درمانی ایالت متحده آمریکاست.
همهی اینها را گفتم که بگویم این مجموعهی بزرگ، یک مجموعهی ورزشی بسیار مجهز هم دارد که عضویت در آن برای من نکات جالبی داشت:
اول اینکه وقتی از مسئول باشگاه پرسیدم که حضور من در مجموعه با حجاب اسلامی اشکالی دارد یا نه، انگار که عجیبترین سوال دنیا را پرسیدهام. جواب داد که قطعاً مشکلی ندارد. حتی تاکید کرد که پوشیدن مایوی اسلامی یا بورکینی -که در بسیاری از استخرها به خاطر مسائل بهداشتی و یا شاید هم مسائل دیگر (!) ممنوع است- هم بلامانع است. حتی برای اینکه احساس نکنم اقلیت هستم، تا داخل باشگاه همراهیام کرد، کمدها و طرز استفاده از قفلها را نشانم داد و اتاق مخصوص ورزش بانوان را هم معرفی کرد که علاوه بر سالن عمومی، به خانمهایی اختصاص داده شده بود که نمیخواستند در جمع مختلط با مردها ورزش کنند. این حجم از احترام به عقاید برایم واقعاً ستودنی بود.
دومین نکتهی جالب این بود که هرچه میزان استفادهی فرد از باشگاه بیشتر باشد، هزینهی عضویت ماهانهی او کمتر میشود. این هم تشویق جالبی بود برای آدمها که به ورزش ترغیب شوند. با هربار ورود به باشگاه، از همان کارت پرسنلی محل کار استفاده میشود و دفعات مراجعه به باشگاه، روی یک مانیتور نمایش دادهمیشود. تقریباً و حدودی میشود اینطور خلاصه کرد که اگر کمتر از سه روز در هفته از باشگاه استفاده شود، هزینهی کامل دریافت میشود. اگر میانگین سه روز در هفته باشد، هزینهی کمتر و اگر بیشتر از آن استفاده شود هزینه از همهی حالتها کمتر خواهدشد.
جالبترین قسمت ماجرا این بود که مسئول باشگاه به من پیشنهاد داد که حتی اگر فرصت ورزش ندارم هم، بیایم و کارت بزنم و بروم تا هزینهام کمتر شود!!! آنقدر تعجب کردم که فقط نگاهش کردم و در جواب خندهاش یک لبخند بیمعنی زدم. مطمئن نبودم میخواهد مرا امتحان کند یا واقعاً این پیشنهاد را داده کمی مِنومِن کردم و دلیل پیشنهادش را پرسیدم. با همان لبخند قبلی توضیح داد که باشگاه در گوشهای از مجموعهی ساختمانها واقع شده که تقریباً از همهی مراکز اداری و درمانی فاصله دارد. این بدان معنیاست که برای رسیدن به باشگاه، حداقل پنج و حداکثر بیستدقیقه باید پیادهروی کنی. به نظر سیاستگذاران باشگاه، حتی پنجدقیقه رفت و پنجدقیقه برگشت برای پیادهروی هم ارزش این را دارد تا یک نفر را با انگیزهی تخفیف بیشتر، به راه رفتن و تحرک مجبور کنند.
به هرحال هر جامعهای ترکیبی از نکات مثبت و منفی است و بیانصافی است اگر چشم به روی مثبتها ببندیم. فکر میکنم در راهاندازی مشاغل در ایران، در نظر گرفتن این نکته خالی از لطف نباشد که همیشه بیشتر کردن سود مادی برای مشتری، پیامد غیرقابل انکار دارد. چه بهتر که این اهرم در راستای یک کار فرهنگی ارزشمند استفاده شود. بعید میدانم باشگاهی با آن عظمت که من دیدم، بابت این تخفیفی که به مشتری میدهد، ضرری متحمل شود.
فراموش نکنیم که به عنوان یک کارآفرین یا سرمایهگذار، حتی با کاهش مقدار کمی از سود پیشبینیشدهمان، قطعاً میتوانیم به بهتر شدن جامعهمان کمک بزرگی بکنیم. ایدههای جالبتر با شما بزرگوارهای دوستداشتنی که در هوای ایران نفس میکشید… و به امید روزی که ما هم شانهبهشانهی شما، در همان هوا نفس بکشیم و قدمهای کوچک ولی موثر برای همدیگر برداریم.
ثبت نظر