مثالی که در مورد حقوق رانندهی تریلی در امریکا زده شد، سوء برداشتهایی رو در برخی از مخاطبین ایجاد کرد.
یک مخاطب نوشت: «بده مگه؟ میره تا مشهد برمیگرده ۲ میلیون چهارصد میگیره دیگه تو ماه چهار بار هم بره ۱۰ میلیون در میاره بسه دیگه»!!
و فرد دیگری نوشت: «هدف از مطرح شدن اينگونه پستها را تقريباً به خوبی حدس ميزنم… احتمالاً اين درآمد مختص شخص راننده میباشد (رانندهای كه تا آنجا كه بنده اطلاع دارم، ماشين متعلق به وی نيست، و هزينههای ماشين و بنزين به عهده شركت است) در ضمن ١٠٠٠ كيلومتر مسير را میشود به راحتی در دو روز طی كرد پس حساب كنيد كه با دو هفته كار در یک ماه، اين رانندگان چه درآمدی دارند؟ دوم لطف كنيد و از درآمد ساليانهی یک معلم يا یک مامور نيروی پليس در امريكا بگوييد.»
از متنی که در مورد حقوقِ راننده تریلی نوشتیم مشخصه که هیچ قصدی برای ذکرِ بد یا خوب بودن این حقوق نسبت به ایران یا هیچ کجای دیگه وجود نداشته و صرفاً ذکر یک مشاهده بوده. اصلاً نویسنده، حقوق راننده تریلیها در ایران رو نمیدونه که بخواد بگه این نسبت به اون خوبه یا بد!
واقعاً چرا ذهن برخی از ما عادت کرده به مقایسه؟! چرا نمیتونیم زوایای دیگهی یک تصویر رو هم ببینیم؟ مثلاً چرا با دیدن چنین تصویری نمیایم برداشت کنیم که جالبه یک شرکت باربری میاد پشت تریلر، حقوق رانندهش رو مینویسه. آیا از این نمیشه نکات تبلیغی برداشت کرد یا اینکه شفافیت در پرداختهای یک شرکت رو مشاهده کرد؟
پیشتر توضیح دادیم که اینگونه پستهای توصیفی در راستای هدف اصلی و بنیادین کانال هستن، یعنی توصیفِ واقعگرایانهی امریکا، بدونِ تاثیر پذیرفتن از پیشداوریها و تعصبات رایج. لزوماً قصدِ مقایسه با شرایط ایران نیست، مگر اینکه چنین موضوعی صریحاً (explicitly) ذکر بشه. برخی مستمعین اصرار دارن که حتماً شرایط وصف شده در مورد امریکا رو با ایران مقایسه کنن. البته مقایسه، امر طبیعی هست و میتونه درست و یا حتی لازم باشه، اما به مانندِ هر امرِ دیگهای نباید در یک چهارچوبِ تنگ و بسته محصور بشه.
بعلاوه، بارها ذکر شده که از مقایسهی درآمدها در ایران و امریکا نمیشه نتیجهی خاصی در مورد سطح رفاهی گرفت؛ بلکه باید هزینهها و مخارج زندگی رو هم در نظر بگیریم. حتی توی خود امریکا هم مخارج زندگی در شهرها و ایالتهای مختلف بسیار متفاوته. این صفحهی CNN رو ببینید که توی اون میشه مخارج شهرهای مختلف امریکا رو مقایسه کرد:
میتونید چند مثال رو بسازید تا تفاوتها رو ببینید.
اگر کسی سالیانه ۱۰۰ هزار دلار در ایمز آیوا حقوق بگیره، برای داشتن یک زندگی تقریبا مشابه، به حقوقی معادل با ۱۶۱ هزار دلار در اورنج کانتی کالیفرنیا نیاز داره؛ یعنی ۶۱ درصد تفاوت بین دو منطقه در خود امریکا! با این اوصاف چطور میشه حقوق کسی که در امریکا رانندهی تریلی هست رو با یک راننده در ایران مقایسه کرد و صرفاً با توجه به حقوقها نتیجه گرفت سطح رفاهیش بهتره یا بدتر؟!
در گذشته، مثالهایی از درآمدهای مشاغل مختلف در امریکا نوشتیم. مثلاً:
همینطور با پیگیری پستها میتونید مثالهای متنوعی از مخارج مختلف زندگی در امریکا رو هم ببینید. مثلاً دیروز چند مثال از هزینهی تحصیل در مدارس و دانشگاههای امریکا نوشته شد…
سایت Numbeo از جمله معروفترین مراجع اینترنتی هست که ریز مخارج در شهرهای مختلف رو نشون میده که میتونه یک حساب سرانگشتی بده. مثلاً ریز مخارج زندگی در شیکاگو، به صورت حدودی و سر انگشتی در لینک نوشته شده
ثبت نظر