حدود یک سال از ریسرچ دوران دکترا رو روی بهینهسازی فعالیتهای یک شرکت معدنی در آسیای شرقی انجام دادم. هدف از این ریسرچ این بود که مدل بهتری برای بهینهسازی فعالیتهای این شرکت ارائه بدیم.
برای اینکه نشون بدیم که چقدر مدل ما خوب عمل میکنه، قرار شد که نتایج مدلمون رو با یک نرمافزار مرتبط مقایسه کنیم. طبیعتا بهترین نرم افزار رو انتخاب کردیم و از یک شرکت معدنی آمریکایی که این نرم افزار رو داشت درخواست کردیم که برنامه ریزی تولید رو برای دیتای ما انجام بده.
مقایسه نتیجه مدلمون برای این معدن مشخص، با این نرم افزار، برای خودم هم سورپرایز بود چون NPV مدل ما حدود ۱۹% بهتر از نرم افزار بود. به عبارت دیگه NPV این پروژه معدنی با بکارگیری مدل ما حدود ۱/۴ میلیارد دلار بیشتر میشه!
نتایج این ریسرچ آماده چاپ بود و در شرف سابمیت به یک ژورنال. منتها همه دردسرها از جایی شروع شد که هفته گذشته قسمتی از نتایج ریسرچ رو در کنفرانس SME ارائه دادم و مدل خودم و نرم افزار رو مقایسه کردم (و البته به اسم نرم افزار اشارهای نکردم). شرکت مالک نرم افزار در هنگام ارائه من در سالن بود و از مطالبی که میگفتم نوت بر میداشت.
یکی دو روز بعد از ارائه، استادم بهم گفت که این شرکت از نتایج ارائه شده بسیار ناراحته. البته طبیعی هم بود، چون این شرکت میخواد نرمافزارش رو در بازار بفروشه و قاعدتا باید نگران آینده وضعیت فروشش باشه، ولی خب قانونا هیچ ادعایی بر علیه ما نمیتونه داشته باشه.
نکته تاسف برانگیز این ماجرا این بود که این شرکت در چند روز گذشته دفعات متعددی با استادم تماس گرفته بود و استادم خیلی مضطرب به نظر میرسید. استادم پریروز بهم گفت فعلا باید از چاپ مقاله خودداری کنیم، چون باید رضایت این شرکت رو بگیریم! میگفت که ممکنه اینها علیه ما شکایت (sue) کنند و اینکار اعتبار ما رو خراب میکنه.
ولی من که حدود یک سال روی این موضوع وقت صرف کرده بودم، اصلا زیر بار عدم چاپ مقاله نمیرفتم. استادم که سرسختی من رو دید گفت اینها زورشون از ما بیشتره و اگر جایی علیه ما حرف بزنند، حرف اینها بیشتر خریدار داره و اعتبار ما رو خراب میکنه!
تصور کنید که این شرکت آمریکایی طوری استاد آمریکایی من رو تهدید کرده که حتی ایشون حاضره که ریز جزییات ریسرچ من رو در اختیارشون بزاره. به عبارت دیگه میشه با تهدید نتایج ریسرچ افراد رو سرقت کرد.
نمیدونم که این ماجرا به کجا ختم میشه ولی وقتی جملات استادم رو مرور میکردم پیش خودم تاسف خوردم. میگفت نتایج ریسرچ رو بهشون میدیم که بتونیم رضایت شون رو بگیریم که مقاله رو چاپ کنیم. آخرش هم گفت این کار برد برده (win-win)!
وقتی گفت برد-برد، یاد برد-برد مهوع معروف افتادم. حالا تازه اینجا استاد من آمریکایی بود، اگر غیر آمریکایی بود چی میشد؟
ثبت نظر