ژانر شده که غربنشینان توئیتری با هشتگ «زندگی نرمال» از درآمدها و سایر مزایاشون در امریکا و سایر کشورها بنویسن و بگن چقدر راحت میتونن زندگی خوبی با تهیهی مسکن و خودروی مناسب داشته باشن.
در تعجب هستم که انگیزهشون از این فخرفروشیها و نمک پاشیدنها بر زخم ملت چیه و چزوندن دلهای آدمها چه کیفی بهشون میده. از این هم بگذریم که اصولاً قیاس اقتصاد اول دوم دنیا با کشوری هزاران کیلومتر دورتر مثل ایران با اقتصاد نفتی و تحت تحریم چه سنخیت و توجیهی داره…
بله، رفاه متوسط در جامعهی امریکا بسیار بالاتر از ایران امروز هست اما اولاً یک مقصر بزرگ در ایجاد شرایط اقتصادی وخیم کشور، همین دولت امریکاست که با تحریمها در حال ارتکاب یکی از بزرگترین جنایات تاریخ علیه یک ملته.
ثانیاً شما هیچگاه از این مهاجرین سرخوش و بیفکر، در مورد هزاران مشکل و معضل اقتصادی در امریکا نمیشنوید. مثلاً نمیبینید از دهها میلیون فقیر و بیخانمان در شهرهای بزرگ امریکا بنویسن و براشون دل بسوزونن. اینها دروغگو هستن چرا که ارائهی تصویر کاریکاتوری و مبالغهآمیز فرقی با دروغپردازی نداره.
پینوشت ۱: با گذشتن از لحظات ملکوتی ۵ سال اقامت در ینگه، مالیات تامین اجتماعی (Social Security) و بیمهی درمان عمومی (Medicare) شامل حالم شد و حدود ۸۵۰ دلار اضافه بر مالیاتهای قبلی از حقوق ماهیانهم کسر میشه
پینوشت ۲: جای تامل داره که چرا به ندرت این قبیل نکات تاثیرگذار رو در روایتهای خارجنشینان میشنویم؟ میگن یک زوج ۲۰۰ هزار دلار درآمد سالیانه دارن اما جای این روایت خالی هست که چه میزان قابل توجهی از این حقوق پای مالیات فدرال و مالیات ایالتی و بیمهی پزشکی و آب و برق و گاز و پارکینگ و بیمهی خودرو و بنزین و غیره پِرت میشه… شاید بگید در ایران هم چنین خرجهایی وجود داره اما باید بگم که در امریکا نسبت پِرت رفتن این قبیل مخارج از حقوق شما به مراتب بیش از ایران هست!
پینوشت ۳: این متن نافی بیکفایتی مسئولین اقتصادی کشور نیست. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
ثبت نظر