ثنا/ دانشجوی دکتری مهندسی پزشکی/تورنتو
تا به حال از کسی که از کشور بیرون آمده این را شنیدهاید که “ذهنم خالی شده؟ آرامش پیدا کرده ام؟”
اگر شما بیایید اینجا و زندگیهای قوم و خویشها یا دوستانتان را ببینید، باور نمیکنید چرا برخی با وجود درآمد کمتر نسبت به زندگی ایرانشان (به خصوص در همان ماهها و چند سال اول زندگی دانشجویی یا زندگی مهاجرتی) چنین حرفی را میزنند.
کم نمیشناسم افرادی را که در ایران کارخانهدار بوده، سفرهای خارجی دو سه بار در سال داشته، اما حالا آمده اینجا یک زمین کشاورزی دارد یا نمایشگاهدار شده و از زندگیش راضی است.
یا کم نمیشناسم آدمهایی که در ایران انواع و اقسام بحثهای سیاسی را دنبال میکردند و همواره دغدغهی آزادی بیان داشتهاند، الآن که آمدهاند اینجا، موقع شرکت در راهپیمایی روز قدس که خود دولت کانادا اجازهی برگزاریاش را به مسلمانان داده است، یا هیچ سنخیتی بین علایقشان و آزادی نمیبینند یا میگویند “میترسند در این راهپیمایی شرکت کنند و برای دریافت مدرک شهروندی کانادا، برایشان دردسر ایجاد شود”، یا فلان نفر که شهروندی کانادا را دارد و در ایران همیشه دغدغهاش این بوده که چرا حکم ریاست جمهوری را رهبری ایران باید تنفیذ کند، اینجا برایش مهم نیست چرا حکم نخست وزیری کشور کانادا را باید رهبر کشور انگلیس تنفیذ کند!
حتی کسانی را میشناسم که در کشور، دغدغهشان قشر محرومی بود که روی به تنفروشی آوردهاند اما اینجا که آمدهاند یک کلمه به دوستان و اقوامشان در ایران چیزی نمیگویند که ۶۷ درصد کارگرهای جنسی (شما بخوانید: تنفروشان رسمی) مدرک دیپلم و ۱۵ درصد آنها مدرک لیسانس دانشگاههای کانادا را دارند.
دوستانی که همیشه در ایران نگرانیشان این بود که چرا باید دانشجوی دکترا کنار درسش کار کند؟ یا چرا باید با مدرک لیسانس و فوق لیسانس کارهای غیرتخصصی انجام دهد، اینجا برایشان مساله ای نیست که کنار درس، یکی دو شیفت هم، راننده اوبر (چیزی شبیه اسنپ) میشوند یا یک دو شیفت در فروشگاه کار میکنند (حقیقتاً این دو کار نه در کانادا عار است نه در ایران، متوجه شدهاید بحثم چیز دیگریست)
مثال دیگر مردمی هستند که از کشور مهاجرت میکنند و میگویند هیچگاه نفهمیدهاند چرا باید بخش دفاعی و امنیتی کشور از سهمیهی مالی خود (که اتفاقاً از بقیهی کشورهای منطقه خیلی کمتر است)، روی مسائل امنیتی در کشورهای همسایه و دیوار به دیوارمان کار کنند اما اینجا یک بار برایشان سوال نمیشود آمریکا و کانادا از یک قارهی دیگر چه ربطی به عراق و سوریه دارند و نیروهای نظامیشان با پول مالیات مردم در آنجا چه میکنند.
در ایران هر روز یک عدد از افزایش آمار ابتلا به سرطان منتشر میشود و انتقادات گستردهای به همراه دارد، اینجا همان مردم اصلاً اهمیتی برایشان ندارد که خود کانادا آمار داده است از هر دو نفر، یک نفر در طول عمرش به سرطان مبتلا میشود.
هیچ کسی هم کشور کانادا و دولت را مسئول این همه بیخانمان و عقبماندهی ذهنی در خیابانهای تورنتو نمیداند.
مردمی که در ایران کف انتظاراتشان داشتن خانه در فلان منطقهی بالای شهر است، و اگر در بهمان منطقه، خانه اجاره یا خریداری کنند همیشه این را با سری افکنده بیان میکنند، در اینجا داوطبانه و خیلی مشتاقانه در جایی از شهر خانه تهیه میکنند که از نظر مالی برایشان به صرفه باشد. و اصلاً هم تراکم جمعیتی نامناسب آن مناطق مسالهای نیست. برایشان مسالهای نیست برای دسترسی به فلان فروشگاه یا فلان سینما یا فلان دانشگاه باید از هر طرف یک ساعت و نیم در رفت و آمد مترو و اتوبوس باشند.
نگاه کنید اصلاً صحبتم نیست این مواردی که گفتم حق است یا حق نیست. فقط میخواهم بگویم برای آدم حساس و نکته بینی که در ایران همیشه در حال انتقاد بود، مثالهای همان شکلی یا مثالهای واقعاً نامفهوم در اینجا دغدغه نیست. آیا آن آدم عوض شده؟ نه. دولت واقعاً هوشمندانه با چند راهکار ساده، کلی سرگرمی برای مردم به وجود آورده و من واقعا و از صمیم قلب کانادا را در این مساله تحسین میکنم. لزومی ندارد همهی مردم اینجا سیاسی یا فعال اجتماعی شوند. بخش خیلی قابل توجهی از جامعه به آرامش فکری و دوری از خبرهای هر روزهی سیاسی و فقط به سرگرمی احتیاج دارند. دلشان میخواهد روی خانوادهی خودشان تمرکز کنند. انگیزهای باشد با خانوادهشان بروند بیرون، یک چیز جدید را تجربه کنند. و همینها برای دلخوشیشان کافیست.
مردم واقعاً به سرگرمی احتیاج دارند. این سرگرمی نباید وسیلهای شود برای پوشاندن واقعیتها از مردم. اما همهی مردم علاقه و انگیزه و توان ورود به دنیای سیاست را ندارند و این، هیچ اشکالی هم ندارد. وطیفهی دولتهاست که برای مردمشان سرگرمی ایجاد کنند.
ما در بخش سرگرم کردن مردم و ایجاد سرگرمیهای سیال کم و کسری زیادی داریم. اما حقیقتاً ظرفیتهای فراوان و متنوعی برای گسترش سرگرمیهای سالم در جامعه مهیاست از جمله تنوع قومی، تنوع آب و هوایی، رویدادهای تاریخی – ملی و رویدادهای مذهبی. در پیامی دیگر به این وادی ورود پیدا خواهیم کرد…
در انتها باید اشاره شود که مسلماً داشتن سرگرمی تنها دلیلِ به وجود آورندهی این تفاوت نیست اما یک نکتهی مهم است که از آن غفلت میشود. در ادامهی این یادداشت با هدف بیان ایده، مرور مختصری بر انواع سرگرمیهای موجود در جامعهی شهر تورنتو خواهیم داشت.
در ادامه قصد داریم دیدهها، شنیدهها و تجربههایمان از فضای سرگرمیها و فعالیتهای آخر هفتهایی تورنتو را با شما به اشتراک بگذاریم.
یک سوال. اینکه میگویند در غرب، شادی بیشتر است و دولتها، جشن و شادی بیشتری برای مردمشان فراهم میکنند درست است؟
هم بله و هم نه
. میپرسید چطور؟
در اینجا و به طور ویژه در تورنتو، سرگرمیها و فعالیتهای اوقات فراغت، که احتمالاً منظور شما از جشن و شادی هم همینها هست، بله بیشتر است اما بیشتر اینها جدای از دولت هستند و بخش خصوصی یا نهادهای مختلف مردمی عهدهدار آن هستند.
گسترهی فعالیتهای آخر هفته در تورنتو را بیشتر از فعالیتهای قابل انجام در شهرستانهای ایران میدانم؛ و اتفاقاً برای خود ما هم، اینکه چه کارهای خلاقانهای در سرگرم ساختن مردم میتوان انجام داد که به راحتی هم در کشور خودمان قابل پیادهسازی است و جایش خالی مانده، جالب توجه بود. در ادامه به معرفی بخشهای مختلف پازل بزرگ سرگرمی در تورنتو میپردازم.
مواردی که در این مجموعه پیام ارائه میشوند به شرایط شهر تورنتو به عنوان پایتخت فرهنگی و اقتصادی کانادا اشاره دارد و قابل بسط به همهی کانادا و غرب نیست. بر اساس مواردی که دانشجویان در شهرهای کوچکتر عنوان میکنند سطح خدمات تفریحی به شدت پایینتر از شهری مانند تورنتو میباشد.
مجموعهی فعالیتها در حوزهی سرگرمی در تورنتو را، میتوان به دو دسته تقسیمبندی نمود:
سرگرمیهای دائم
سرگرمیهای سیال
سرگرمیهای دائم
زیر مجموعهی سرگرمیهای دائم، میتوان از موزهها، مکانهای دیدنی و به طور کلی جاذبههای توریستی نام برد. قطع یقین و به ضرس قاطع خدمتتان عرض میکنم که تنوع سرگرمیهای دائم در ایران، بسیار بیشتر از کانادا است. کشور ما پر است از تاریخ و تنوع اقلیمی و قومی که جاذبههای متنوعی را پدید آورده است
اما آیا وجود این تنوع، باعث میشود نیاز مردم به سرگرمی ارضا شود؟
خیر. قبول داریم که این تنوع خیلی خوب است و باعث شده است تا ایران کشوری باشد با بیش از ده هزار جاذبه ی توریستی، بله بیش از ده هزار جاذبهی توریستیو به همین دلیل، در زمرهی کشورهای با بیشترین مسافرتهای داخلی قرار گرفته است، اما جاذبههای توریستی بعد از یکی دوبار بازدید، اثرگذاریشان را از دست میدهند.
بگذارید یک مثال بزنم. کاشان برای شما یک مقصد مناسب برای سفر تابستانی یا تعطیلات عید است اما برای مردم خود کاشان، بازدید از ابیانه و بناهای تاریخی این شهر یک فعالیت سرگرمکننده به حساب نمیآید. آنها نیاز به سرگرمیهای موقت یا سیال دارند و به راحتی میتوان گفت شاید یک ایرانی در کل عمرش نتواند همهی جاذبههای دیدنی ایران را بازدید کند اما نمیشود گفت به این دلیل نیاز به فعالیتهای سرگرمکننده ندارد.
پروموشن به معنای سیاستهایی است که جهت جذب رضایت مشتری و یا جذب حداکثری مشتریان، از سوی سرویسهای ارائهی خدمات یا فروشگاهها ارائه میشود. در این پست پروموشنهای مختلفی که سبب افت هزینهی بازدید از مکانهای دیدنی میشود، را خدمتتان معرفی میکنیم.
سانسهای رایگان هفتگی
نه برای هر موزهای اما برای تعدادی از موزهها میتوان زمانهایی را پیدا کرد که بازدید از مکان دیدنی بصورت رایگان یا با یک بلیط تخفیف خورده قابل انجام است. مثال:
موزهی هنر انتاریو: چهارشنبهها ساعت ۶ تا ۹ عصر رایگان است.
موزهی آقاخان: چهارشنبه ها ۴ تا ۸ عصر رایگان میشود.
موزهی سلطنتی انتاریو: سهشنبهها برای دانشجویان با ارائهی کارت دانشجویی رایگان است. و جمعهها بعد از ساعت ۵:۳۰ عصر، می توانید با یک تخفیف ۵ دلاری بلیط را خریداری کنید.
بلیطهای گروهی و یا دستهجمعی
برخی مکانهای دیدنی را اگر به طور دسته جمعی بازدید کنید، بلیطش کمی برایتان مناسبتر میافتد. مثلاً بلیط پارک درختی-هوایی تورنتو قیمتش ۶۵ دلار است اما اگر بیشتر از ۲۰ نفر باشید، قیمت بلیط برایتان ۵۹ دلار میافتد.
تخفیفهای مناسبتی
در سال، مجموعاً حدود ۴-۵ روز، روز درهای باز هستند که در آنها، اکثر مکانهای دیدنی رایگان میشوند.
بلیطهای دورهای رایگان
اگر شما عضو کتابخانههای عمومی شهر شوید، میتوانید روزهای شنبه به کتابخانه مراجعه کنید و بلیطهای موزهها و اماکن دیدنی را به طور رایگان دریافت کنید. البته چند تبصره هست:
۱. هر هفته، هر نفر فقط میتواند بلیط یک جای دیدنی را دریافت کند.
۲. هر کتابخانه تعداد خیلی معدودی بلیط برای هر مکان دیدنی دارد. اگر اشتباه نکنم سه چهار بلیط.
۳. با هر بلیط، یک خانواده متشکل از دو بزرگسال و چهار فرزند زیر ۱۷ سال میتوانند رایگان از مکان مورد نظر بازدید کنند.
۴. بلیطها، تاریخ انقضای اگر اشتباه نکنم یک ماهه دارند.
۵. بعد از دریافت بلیط یک مکان دیدنی، تا یک مدت زمانی نمیتوانید بلیط همان مکان را دوباره دریافت کنید.
“ایونت” در فرهنگ کانادایی کلمهی مهمی محسوب میشود. ترجمهی این کلمه به فارسی میشود رویداد. اما “برنامه” یا “مراسم” لغت معادل بهتری برای ایونت در فارسی است.
میپرسید چه سرگرمیهایی تحت عنوان این کلمه گنجیده میشود؟
جشن، جنگ، دورهمی، نمایشگاه، راهپیمایی، مراسم سنتی ملل، پیادهرویها، شبشعرها، خلاصه انواع و اقسام فعالیتهای سرگرم کننده، همه تحت این عنوان میگنجند.
آیا اینکه فعالیتهای سرگرم کنندهی مختلف تحت این عنوان گنجیده میشوند، مزیتی دارد؟
بله. در تورنتو خیلی رایج و معمول هست که مردم اول هفته، یا اول ماه، کلمه ی ایونت را سرچ میکنند تا ببینند چه برنامههایی پیشروست. و چون سرچ این کلمه، انواع و اقسام فعالیتهای بالا را لیست میکند، شما میتوانید بنا به علایق خودتان برای شرکت در هر کدام از این ایونتها برنامهریزی کنید.
آنطور که مشخص شد فعالیتهای سرگرمی و شاید همان جشنهایی که در خصوص غرب شنیدهایم همه به همین ایونتها برمیگردند. حالا چه کسی ایونت را برگزار میکند؟
انجمنها، ارگانهای خصوصی، نهادهای فرهنگی، مذهبی، ورزشی و گروههای مردمی.
آیا ایونتها رایگان هستند؟
همهی آنها نه. اما ایونتهایی که غالباً برای ترویج فرهنگ یا عقیدهی خاصی هستند، با حمایت یک نهاد برگزار شده و رایگان هستند.
به همین نکته فعلاً اکتفا میکنیم و برای درک بهتر و عمیقتر در پیامهای بعد میرویم سراغ چند مثال.
نکته: توجه کنید همهی مواردی که در ادامه بیان میکنم مختص تورنتو هستند و ما اطلاعی از کم و کیف این برنامهها در سایر شهرها نداریم.
ایونت / جشنهای پولی
مثال: جشن هالی
جشن هالی یک جشن هندی است که در اون آهنگهای هندی پخش میشه و مردم به هم، رنگهای قابل شستشو میپاشند. این جشن هر ساله حدوداً در ابتدای فصل گرما برگزار میشه. جشن هالی دانشگاه، برای دانشجویان رایگان هست اما برای ورود به این جشن در خارج از دانشگاه باید ثبتنام و هزینه پرداخت کنید. سال گذشته متوسط هزینهی شرکت در جشن هالی حدود ۲۰ دلار بود.
برای اینکه بهتر درک کنید:
فکرش را بکنید فلان تاریخ جشن مبعث حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) هست. نهادهای خصوصی بیان و متولی کار بشوند. جشنهای مختلفی از سوی گروه های خصوصی طراحی و تبلیغ بشه و مردم برای هر جشنی که تمایل دارند ثبت نام کنند.
مثلاً یک گروه در تبلیغات خودشون مطرح میکنند که ما قرار هست فلان خندانندهشوها را بیاوریم. دیگری میگوید در جشن ما بهترین مربیهای مهدکودک استخدام شدهاند تا از فرزندان شما مراقبت کنند.
چه اتفاقی میافتد؟
برگزاری جشن و سرگرمی تبدیل میشود به یک برنامهی سودآور که سودش را از تعداد زیاد مخاطبینش بدست میآورد. جشنها رقابتی میشوند و کیفیتشان هر ساله بهتر میشود و به طور کل، افزایش رغبت در متولیان برگزاری و رضایتمندی بیشتر در شرکتکنندگان رخ خواهد داد.
تابستان که میشود یکی از سرگرمیهای مردم شهر این میشود که بدانند برنامههای میوه چینی باغهای مختلف چیست؟ خوب است که همینجا بدانید بافت شهر تورنتو با رد کردن منطقهی مرکزی، تغییر زیادی میکند و سر و کلهی باغ و دشت و مزرعه بین خیابانها و خانهها پیدا میشود.
حالا میپرسید چرا فصل میوه چینی برای مردم مهم میشود؟ باغها و مزارع به مناسبت شروع چیدن میوههای باغشان، یکی دو روزی در هفته که غالباً روز تعطیل است، ورود را آزاد اعلام میکنند. برای وارد شدن به باغ، یکی از سبدهای پارچهای یا ظرفهای پلاستیکی را خریداری میکنید (مثلا، ۵ یا ۱۵ دلار)، و بعد که وارد باغ میشوید، میل کردن از شاخهها رایگان است و جمع کردن و بیرون بردن به اندازهی ظروف مجاز.
باغها غالباً از این فرصت برای به فروش رساندن محصولاتشان نیز استفاده میکنند که هم میتواند محصولات دامی و کشاورزی باشد و هم خدمات مشاورهای. همین باعث میشود باغها و مزارع برای جلب مخاطب بیشتر، برنامهها و سرگرمیهایی را برای کودکان برنامهریزی کنند تا مخاطبان بیشتری جلب شوند.
پینوشت
این سرگرمی را خود مردم برای هم ایجاد میکنند. در ایران هم ما کم از این دست برنامهها نداریم اما اطلاع رسانی آنها سینه به سینه است مثلاً مشهد را بگویم که فصل توت چینی مهم است و یا در تابستان برخی باغهای داخل شهر (باغهای فردوسی) ورودی میگیرند و میشود برای چیدن میوه وارد باغ شد.
جشنهای خودکفا
این جشنها مانند نمایشگاههای ایران هستند. عملاً شهرداری بخشی از فضای سبز یک پارک، یا یک خیابان یا بخشی از پیادهرو را در ازای دریافت مبلغی در اختیار مردم میگذارد تا مراسم خود را برگزار کنند. هزینهی این جشنها برای هر دو ساعت حدود ۲۵۰ دلار است که بخشی از هزینه، صرف تامین امنیت مراسم توسط افسرهای پلیس، آمادهباش آمبولانس و آتشنشانی میشود.
مثالها حتماً برایتان جذاب خواهد بود. اینکه ببینید از چه راههای بسیار کم هزینهای میتوان هم برای مردم سرگرمی ایجاد کرد، هم به نحوی برگزاری سرگرمی را بر عهدهی بخش خصوصی قرار داد.
جشنهایی مثل جشن سیر/ جشن کدو حلوایی/ جشن گوشت/جشن بلال
این جشنها رستورانها و گروههای آشپزی را میکشاند پای کار. غذاهای مختلف که ماده غذایی اصلیشان مثلاً سیر یا کدو حلوایی است عرضه میشوند.
برای کودکان هم بعضاً در کنار مراسم غرفههای تفریحی با همین محوریت تشکیل میشود. مثلاً غرفهی نقاشی سیر. یا درست کردن کاردستی با سیر.
به علاوه چند فعالیت جانبی دیگر هم تدارک دیده میشود. مثلاً پخش فیلم، یا موزیک زنده.
حالا در کنار اینها عطاریها و غرفههای «شامپو و سیر» را اضافه کنید که به ارائهی محصولاتشان، مثلاً شامپو سیر، مشغول می شوند. یکی از این شرکتها احتمالاً برای جذاب کردن غرفهاش، یک ماکت خاص طراحی کند و بیاورد و افراد بتوانند با آن ماکت بزرگ و جذاب عکس یادگاری بگیرند.
به همین راحتی در تقویم مراسمهای شهری، یک ایونت یا سرگرمی اضافه میشود.
نکته: هزینهی این مراسم از کجا تامین میشود؟ شرکتها و گروههایی که شرکت در این مراسم را برای خود تبلیغ میدانند.
جشن سیر تورنتو
به عنوان مثالهای دیگری از جشنهای خود کفا به همهی مواردی فکر کنید که افراد و ارگانهای مختلف میتوانند بیایند، مجموعهای را در کنار هم قرار دهند که برای مخاطبان جذاب باشد.
مثلاً جشن تکنولوژی. گروههای فناور مختلف هر یک فناوری جذابی را میآورند، ضرورتی هم ندارد بیشتر از ۵-۶ تا فناوری باشد. کنارش غرفهی کودکان، کاردستی ورزش و غیره را برپا کنید، تا جذابیت مراسم برای اعضای یک خانواده افزایش پیدا کند.
جشن خلاقیت:
فرهنگسراها و مدارس خوب را بیاورید پای کار، هر یک غرفهای داشته باشند با محوریت کاردستی، معما، ساختسازههای ساده، و با اضافه کردن یک موسیقی شاد، یک جشن به تقویم جشنهای شهری اضافه کنید.
جشن ورزشی:
باشگاههای ورزشی هر یک، غرفهای داشته باشند و یک تکنیک سبک را به عموم آموزش دهند. مثلاً یک گوشه، حلقهی بسکتبال است و پرتاب سه گام را یاد میدهد و به کسی که چند پرتاب درست پشت سرهم داشته باشد جایزهی کوچک خوراکی میدهد. یک گوشهی دیگر استاد تکواندو دارد یک تکنیک دفاعی را آموزش میدهد. و به همین منوال هر باشگاه با تکنیکی حاضر میشود. هم تبلیغ خودش را انجام داده و هم درکنار سایرین، یک جشن یا جشنواره برای تقویم سرگرمیهای شهری تشکیل داده است.
سرگرمیهای سیال/event / استفاده از پتانسیلهای تنوع فرهنگی (تنوع ملل و قومیتها)
در تورنتو از هر دو نفر، یک نفر متولد کشور دیگریست، به علاوه از پنجاه درصد باقیمانده، بخش زیادی پدر و مادرشان مهاجر بودهاند. پس اینجا به واسطهی حضور ملیتهای مختلف، تنوع فرهنگی گستردهای وجود دارد. یکی از مهمترین سرگرمیهای سیال اینجا، جشنهای مختلفی با هدف معرفی ویژگیهای مختلف فرهنگی است. مثلاً جشن مکزیکیها، هندیها، تایوانیها و غیره. در تابستان، تقریباً میشود گفت هر هفته، یکجای شهر چنین جشنی در حال برگزاری بود.
کیفیت برگزاری جشنها خیلی باهم متفاوت است. مثلاً جشن ایرانیها بین جشنهایی که دیدیم جزو بهترینها، جشن هندیها جزو خوبها و جشن تایوانیها و فرانسویها که اصلاً استقبالی هم نشده بود، جزو جشنهای کمکیفیت دستهبندی میشود.
آیا میتوان مشابه این جشنها را در ایران برگزار کرد؟
بله. حتماً. بیاید از پتانسیلهای تنوع لهجه و تنوع فرهنگی شهرها و قومیتها استفاده کنیم.
مثلاً جشن شمالیها
غرفهی آموزش گویش شمالی: میتوان به این غرفه مراجعه کرد و تلفظ چند کلمه را به شمالی یاد گرفت.
غرفهی لباس: چند لباس شمالی موجود باشد که شما بتوانید لباسها را به تن کرده عکس یادگاری بگیرید.
غرفهی عکس: یک مسابقه برگزار شود و نام تصاویر محلهای دیدنی را از مخاطبین بپرسند.
غرفهی خوراکیهای شمالی.
غرفهی سوغاتیهای شمال.
غرفهی ورزشهای منطقهی شمال.
مسابقه با زبان شمالی.
غرفهی داستانسرایی دربارهی برشهای تاریخی مهم کشورمان که در شمال به وقوع پیوسته است.
غرفهی نقاشی کودکان: کودکان میتوانند نقاشیهای از پیش پرینت شدهی میرزا کوچک خان یا محلهای دیدنی را رنگ کنند.
حتی کاری نداشته باشید که این جشن، جشن شمالیهاست، یک صفحهی بزرگ مثلا ۴*۴ را با الگوی مارپله پرینت بگیرید تا مردم بیایند یک مارپلهی خیابانی را بازی کنند.
غرفهی موسیقی سنتی.
و . . .
چقدر میتوانیم جشنهای اینچنینی داشته باشیم؟ جشن لرها، جشن آذربایجانیها، جشن شیرازیها، جشن جنوبیها، جشن مشهدیها، جشن سمنانیها، یزدیها و … مطمئن باشید به پشتوانهی فرهنگ غنی در گوشه گوشهی ایرانمان، لیست بلند بالایی از این جشنها خواهد بود.
ثبت نظر