البته به لطف بازگشت نزولات آسمانی حل شد ولی زمینهی رو شدن حقایق جالبی از وضع مدیریت آب در منطقهی شمال غرب رو فراهم کرد و نحوهی برخورد با بحران هم نکات خاص خودش رو به همراه داشت.
داستان از این قراره که گفته میشه امسال خشکترین و گرمترین سال انگلستان از سال ۱۹۶۱ که ثبت مدرن وضعیت آب و هوا در این کشور راه افتاده هست. خشکی انگلستان را حتی میشد از ماهوارههای تصویربرداری ناسا هم مشاهده کرد (تصویر پیوست). دما تا ۳۸ درجهی سانتیگراد در شهرهایی بالا رفت که معمولاً دمای تابستون حداکثر به ۲۳ درجه میرسید. اینجا چون عموماً سرده، کسی کولر گازی و اینا توی خونه نداره (و البته به ندرت افراد قشر متوسط بتونن از تأمین هزینهی برق کولر گازی بربیان)، و در نتیجه افزایش گرما رو با رفتن به استخر عمومی یا استخرهای کوچک خانهگی یا آببازی تحمل میکردن. اما چون بارش در کل انگلستان بسیار بسیار کم بود (مثلاً بارش در شمال شرق انگلستان در ماه ژوئیهی امسال فقط یک درصد مقدار متوسط سالانه بود)، زنگهای کاهش مصرف و صرفهجویی به صدا در اومدن.
اواسط ماه ژوئیه بود که شرکت آب شمال غرب انگلستان (United Utilities – UU) اعلام کرد که اگه وضع به همین منوال پیش بره و بارش کم باشه، از پنجم آگوست وضعیت فوقالعاده و ممنوعیت استفاده از شلنگ آب (Hosepipe ban) تا اطلاع ثانوی برقرار خواهد شد. اما آسمان به حال مردم رفاهزده گریست و این ممنوعیت اعمال نشد ولی حواشی اون بسیار جالب بودن.
چرا فقط منطقهی شمال غرب؟ بستر زمینشناختی شمال انگلستان از سنگ بسیار متراکم و سختی تشکیل شده که توان جذب آب نداره ولی در نیمهی جنوبی انگلیس سنگ بستر شبیه اسفنج و دارای خلل و فرج زیادی هست. اینه که در میانه و جنوب کشور انگلستان از منابع آبهای زیرزمینی برای تأمین آب شرب استفاده میشه ولی در شمال انگلستان از مخازن ذخیرهی آب در پشت بندها و سدها. طبیعتاً در شرایط گرمای زاید و کاهش بارندگی، آبهای مخازن سطحی بسیار زودتر و بیشتر از منابع زیرزمینی متأثر میشن. همین عامل باعث شد که سطح مخازن آب شمال غرب به قدری پایین رفت که کف بسیاری از مخازن بیرون زد. مثلاً روستایی که به واسطهی هجوم دامنهی مخزن سد متصل به دریاچهی دیستریکت (Lake District) در سال ۱۹۳۰ به زیر آب رفته بود، ظاهر شد.
شاید اگه امروزِ روز کسی توی ایران با شلنگ متصل به آب شهر ماشینش رو جلوی در خونه بشوره یا حوض خونه رو با آب شهر پر کنه، خیلیا بهش خرده بگیرن اما من بارها دیدم که مردم انگلیسی ماشینشون رو جلوی در خونه با آب شهر شستن. متداول بودن این موضوع و اهمیت ندادن بعضی به شرایط کم آبی در انگلیس اونقدر بود که پیشنهاد ممنوعیت استفاده از شلنگ آب شامل این سه مورد میشد: ۱) ممنوعیت استفاده از شلنگ آب برای شستن خودرو، ۲) ممنوعیت استفاده از آب شهر برای پر کردن حوض و حوضکهای بادی و ۳) ممنوعیت آبیاری باغچه با شلنگ متصل به آب شهر (استفاده از آبپاش شامل ممنوعیت نبود).
افرادی که از شلنگ آب برای این موارد استفاده میکردن، ممکن بود تا ۱۰۰۰ پوند جریمه بشن. علاوه بر این، شرکت آب از مردم خواست که لطفاً زمان دوش گرفتن رو کم کنن و در حین مسواک زدن شیر آب رو پیوسته باز نگذارن؛ درخواست برای کارهایی که شاید بسیاری از ایرانیها اونا رو جزء فرهنگ مسلم و بی برو برگرد انگلیسیها بدونن!
طبیعتاً سؤال بعدی این بود که خب چه جور میخواستن متخلفین رو کشف کنن؟ شرکت UU اعلام کرد که شماره تلفنی رو در اختیار ساکنین منطقه قرار میده که همسایگان متخلف رو به شرکت گزارش کنن. چون میدونستن این کار میخواد به نظر مردم عجیب بیاد، فیلمهایی از گذشته رو پخش کردن که توش نشون میداد قدمای اینا همسایههاشون رو در شرایط مشابه چُقُلی میکردن و اگه این کار رو نمیکردن باید با بیآبی سَر میکردن. یه روش انگلیسی برای کشف متخلفین!
یکی از کارهایی هم که بیبیسی انجام داد این بود که یه عکس هوایی از کاخ باکینگهام (کاخ ملکه الیزابت) منتشر کرد که نشون میداد چمنهای باغ ملکه هم مثل چمن باغچهی خونهها و محلهها زرد شده؛ یعنی باغبونهای کاخ توی وضع کمآبی، آب مملکت رو به چمن کاخ ملکه نبستن و خانوادهی سلطنتی در این بحران با مردم همدردی کردن. (تصویر پیوست) در عین حال چمن زمینهای خصوصی گلف رو هم نشون داد که همچنان سبز و شاداب بودن (یعنی بعله)!
اما ماجرایی که از همهی اتفاقات جالبتر بود کشوندن مسئولان UU به رادیوی بیبیسی چهار بود. مصاحبهای که در اون بسیاری از سؤالات مجری با سکوت مسئول حاضر در استودیو و مسئول پشت خط تلفن روبرو میشد. مجری آماری رو کرد که سر و صدای بسیار زیادی ایجاد کرد. مجری گفت که شما از مردم میخواین که زندگی خودشون رو با صرفهجویی به فشار بیندازن و هیچ آمار دقیقی هم وجود نداره که ثابت کنه استفاده نکردن از شلنگ میتونه آب رو در این شرایط ذخیره کنه یا نه، در حالی که شما خودتون ۲۵٪ آب شرب تولیدی توسط UU رو دارین از طریق نشت لولههایی که مسئولیتشون به گردن شماست هدر میدین! چیزی دارین بگین؟ [سکوت مسئولین] مجری: این یعنی روزانه حدود ۴۳۹ میلیون و ۲۰۰ هزار لیتر آب شرب داره از لولههای تحت مدیریت شما هدر میره به اعماق زمین! [سکوت مسئولین]
مجری: این یعنی شما از هر خانوار به اندازهی یک و نیم وان حمام آب شرب رو دور میریزین و اونا رو از دسترسی به این آب محروم میکنین ولی هر سال قیمت نگهداری از تأسیسات آبرسانی روی قبض آب مردم رو افزایش میدین! [سکوت مسئولین] مجری: اگه شما جلوی اون هدر رفت رو میگرفتین، نیازی به این اعمال ممنوعیتها و فشارها نبود. نمیخواین چیزی بگین؟ بالاخره مسئول حاضر در استودیو با مِن و مِن گفت که این توی محدودهی مسئولیتش نیست و نمیتونه پاسخ بده. مجری گفت: ولی حتماً اعمال فشار روی استفادهکنندگان در محدودهی مسئولیتهای شماست؟! افزایش قیمت قبض آب مردم چطور؟! و برنامه رو تموم کرد…
گذشته از تعجبی که شنیدن این حرفا برای عموم و خودم داشت و حال این که ما ایرانیها فکر میکنیم حفظ آب و محیط زیست و این مسائل در کشورهای غربی در رأس لیست دغدغهها هست، نحوهی برخورد یه خبرگزاری با مسئولین در قبال مشکلات مردم در کنار پژوهش برای دسترسی به آمار قابل اتکا جهت استنطاق فرد مسئول هم درسهایی برای رسانههای ایران در شرایطی که کشور دچار مشکلات اقتصادی عدیده هست داره. منکر کارهای خوب کشورهای غربی برای محیط زیست نیستم ولی میخوام این نکته رو هم گوشزد کنم که بسیاری از این کارها از دستهای هستن که قابلیت دید برای مردم و دنیا دارن و جلوی چشم اونا هستن. آبی که در اعماق زمین از لولهها به هدر میره، چون دیده نمیشه، در اولویت مسئولین هم نیست.
یه مطلب و در واقع یه درددل هم برای شهر تهران. سالانه بیش از ۳۰۰ میلیارد تومن صرف فضای سبز تهران میشه تا مردم سرسبزی این شهر رو در حد کشورهایی اروپایی درک کنن. این کار مستلزم ۲ تا ۴ ساعت آبیاری فضای سبز هست که میشه حدس زد که سالانه میلیونها و شاید میلیاردها مترمکعب آب رو در برمیگیره و در شرایط بیآبی کشور هیچ توجیه منطقی، فنی و اقتصادی رو به دنبال نداره. اما متأسفانه شهرداری به دنبال راهحلی فنی برای رفع مشکل نیست. اخیراً هم عدهای از دانشگاهیان به عدم اختصاص بودجه در شهرداری تهران جهت پژوهش گلایه کردن راهحلهای بسیار جالبی برای سبز نگهداشتن تهران با صرف هزینههای به مراتب پایینتر هست.
ثبت نظر