برای دیدن شهر تاریخی بروژ یا بروخه (Brugge) در بلژیک، اول صبح راه افتادیم. از شهر محل سکونت ما در هلند تا بروژ حدود ۴ ساعت فاصله بود. به گوگلمپ صبح بخیری گفتیم و ساعت حرکت قطار و مسیر را چک کردیم و راه افتادیم.
همینطور که در گوگلمپ نقطه آبی را دنبال میکردیم، از شهرهای روتردام و روزندال و …گذشتیم و وارد کشور بلژیک شدیم. با ورود به بلژیک اتفاق جالب و عجیبی افتاد. به شکل ملموسی نسبت به چند دقیقه قبل حس کردیم که وارد محیط و کشور دیگری شدهایم.
رنگ و روی ساختمانها اولین چیزی بود که تغییر کرد. تابلوهای تبلیغاتی رنگ پریده و گرد و خاک گرفته هم توجهمان را جلب کرد. قبلا در کامنتها خوانده بودیم که سطح زندگی و امکانات در بلژیک پایینتر از هلند است اما واقعا تصور نمیکردیم تا این حد محسوس باشد.
در مورد ایتالیا قبلا شنیده بودیم که حسابی بهم ریخته و نسبت به هلند نامرتب و آشفته است اما فکر نمیکردیم بلژیک که پایتخت سیاسی اتحادیه اروپا محسوب میشود و دقیقا بین هلند و فرانسه قرار دارد، تا این حد، تفاوت چشمگیری با هلند داشته باشد. البته وضعیت متفاوت هلند ظاهرا دلایل خاصی مانند کشف گاز در دهه ۱۹۶۰ دارد که به بیماری هلندی (Dutch disease) در اقتصاد معروف شده است.
فروش گاز و ورود ارز به صورت غیرصنعتی و خارج از محاسبات، باعث شد که هلندیها بتوانند سر و روی کشورشان را تغییر دهند. سیستم حمل و نقل اعم از اتوبوس و قطار و …در هلند، جزء بهترینهای اروپاست و شرکتهای هواپیمایی هم وضعیت بهتری در مقایسه با دیگر کشورهای اروپایی دارند.
شرکت هواپیمایی KLM که متعلق به خاندان سلطنتی هلند است پس از ادغام با ایرفرانس، به بزرگترین شرکت هواپیمایی اروپا تبدیل شد. فرودگاه اسخیپول آمستردام هم قطب این شرکت است که این فرودگاه جزء سه فرودگاه برتر جهان است و از آن به عنوان خط اتصال آسیا به آمریکای شمالی استفاده میشود.
همه اینها یعنی اوضاع هلند خوب و متفاوت است. هلند ظاهرا به واسطه همان درآمد مازاد توانست سیستم پرداخت یارانه برای کسانی که اقامت این کشور را دارند راهاندازی کند و بخشی از هزینه مسکن و بیمه هر کسی که مقیم هلند باشد را هم بپردازد.
حالا وقتی شما با این تصورات وارد بلژیک میشوید تفاوت محسوس و محرز است. در شهری نزدیک بروکسل باید قطارمان را عوض میکردیم و از سیستم حمل و نقل هلند خارج شده و وارد سیستم حمل و نقل بلژیک میشدیم. باز هم تفاوت محسوسی بین این دو سیستم بود.
نکته جالب دیگر اینکه در هلند تقریبا ۹۰ درصد مردم انگلیسی را میتوانند به خوبی صحبت کنند ولی در بلژیک افراد زیادی را دیدیم که به صورت حداقلی هم انگلیسی بلد نبودند. در یک مورد، مرد میانسالی میخواست بپرسد ساعت چند است، چون فقط فرانسه بلد بود، نمیتوانست به انگلیسی بپرسد. این خیلی عجیب بود و چنین مواردی را در هلند اصلا ندیده بودیم. چند باری به دلیل همین انگلیسی بلد نبودن مشکلات جزئی برایمان پیش آمد.
انگلیسی بلد بودن مردم یک کشور جزء موارد توسعهیافتگی محسوب میشود. حالا چرا این همه آسمان و ریسمان را بهم بافتم؟
غرض این بود که بلژیک به عنوان پایتخت سیاسی اروپا و کشوری در قلب اروپا و با تاریخچه قابل توجه در کنار کشوری مانند هلند، وضعیت متفاوتی داشت و این تفاوت در حدی بود که شما به شکل محسوسی در سر و وضع و رفتار مردم و شکل ساختمانها و خیابانها و …میتوانید ببینید. پس چطور ما انتظار داریم مثلا ایران ۸۰ میلیون نفری در قلب آسیای غربی با تاریخچه و وضعیت تاریخی متفاوت؛ همان ویژگیها و وضعیتی را داشته باشد که مثلا نروژ ۶ میلیون نفری در منطقه سردسیر اسکاندیناوی دارد؟
یا مثلا به طور مرتب ایران را با دانمارک، فنلاند، سوییس یا هلند مقایسه میکنیم. هلند به اندازه تهران جمعیت دارد. سرتاسر آن پوشیده از جنگل است و هزینه تهیه علوفه برای دامپروری نزدیک به صفر است. کشاورزی وضعیت خاصی در هلند دارد، چرا که این کشور تقریبا در تمام طول سال بارانی است و مثلا تابستان ۲۰۱۶ حدود سی روز آفتابی داشت و باقی روزها ابری و همراه با رگبار پراکنده بود و گاهی باران تا سه روز ادامه داشت.
شرایط طبیعی متفاوت کشورها، جمعیت، موقعیت تاریخی و جغرافیایی و دهها عامل دیگر وضعیتهای متفاوتی برای آنها ایجاد میکند. پس برای مقایسه نباید اینقدر عجله کرد. نمیشود به راحتی خودمان را با دیگران مقایسه کنیم.
وقتی بین بلژیک و هلند که دیوار به دیوار همدیگر هستند تا این حد تفاوت وجود دارد؛ پس چطور انتظار داریم همه کشورها شبیه هلند و نروژ و …باشند.
فارغ از تفاوتهای اقلیمی و قدرت صنعتی باید به تاریخ کشورها هم توجه داشت. هلند تاریخی سیاه در استعمار کشورها دارد و بهره زیادی از منابع و نیروی انسانی رایگان برای ساخت کشور خود داشته است.
تمامی اینها باعث میشود که نتوانیم به سادگی کشورها را با هم مقایسه کنیم و مدام بگوییم چرا فلان کشور این طوری هست و ایران آن طوری؟!
البته این به معنای توجیه اشتباهات و تنبلیها و اسرافهای و …مسئولین و مردم نیست. مسئولان و همگی ما مردم ایران، دچار مشکلاتی در زمینه درست زندگی کردن و اداره درست کشور هستیم، اما با این همه، مقایسههای بی در و پیکر خودمان با دیگران نه تنها کمکی به ما نمیکند، بلکه آدرس غلط است که فقط باعث گسترش نا امیدی و نق زدنهای بیخودی میشود!
تکمله: این یادداشت صرفا در نقد مقایسه کردن نوشته شده و به معنای تایید توسعهیافتگی به شکلی که در اروپا و آمریکا اتفاق افتاده نیست. فارغ از معضلات و مشکلات عمیق توسعهی غربی، اساسا امکان ندارد همه کشورها بتوانند روزی به تمام شاخصهای توسعه به صورت یکسان دست یابند. توسعه مدرن و ظرفیت منابع و امکان مصرف و بهرهمندی به شکلی است که همیشه فاصله بالا و پایین وجود خواهد داشت.
ثبت نظر