اپلای کنیم امریکا؟!
بخشهایی از ویدیو – ١
خیلی به حرف بعضی توئیتریهای خارج نشین یا عکسهای بعضی اینستاگرامرهای اون ور آبی توجه نکنید،
مخصوصاً اگر این افراد اصرار دارن یک دید یک طرفهی غالباً سفید رو از زندگیشون تصویر کنن.
اگر ما در محور افقی زمان رو داشته باشیم
و محور عمودی رو کیفیت زندگی یا شادی و رضایت از زندگی تعریف کنیم،
قبل از اینکه آدمها به امریکا بیان، یک توقع بالا رو دارن،
یعنی نمودار در قسمت توقع و انتظار از شرایط پیشرو، مقدار بزرگی رو نشون میده
و فرد در انتظار دریافت یک هدیهی بزرگ و دربسته هست.
اینجا وقتیه که آدم میره در پروسهی داغون و نامشخص و کاملاً سلیقهایِ ویزا گرفتن.
بعد وارد امریکا میشه و با یه سری نکات منفی در بدو ورود و در فرودگاه روبرو میشه.
اینجاست که انسان قدری مقاومت میکنه
و به قول مهران غفوریان پیش خودش میگه خارج هنوز شروع نشده، یه ذره صبر کن الآن شروع میشه!
کیفیت زندگی در دوران دانشجویی
جلوتر که میره، تلقیش از کیفیت زندگی در دوران دانشجویی افت میکنه
و از اون سطح اولیهای که توقع داشته پایینتر میاد و به تدریج با نوسان کمتر، روی یک مقدار پایینتر همگرا میشه.
حالا این سطح پایینتر، با توجه به شرایط فرد در ایران، میتونه بالاتر از کیفیت زندگیش در ایران باشه
اما افرادی که صداقت و جسارت مواجهه با واقعیت رو ندارن
و یک سری پیشفرض و تعصب اشتباه در ذهنشون حک کردن،
ممکنه غلو یا بزرگنمایی کنن و فقط از خوشیها و وجوه مثبت زندگیشون تعریف کنن،
در روایت این آدمها، همهی واقعیات جایی نداره و شرایط تلخ، شکستها و ناکامیها گفته نمیشه
چون میترسن با واقعیت روبرو بشن.
به واقع هراس دارن از اینکه خانواده و اطرافیانشون در ایران، وجوه منفی زندگی مهاجرتیشون رو ببینن.
در نتیجه، چیزی که سعی میکنن در شبکههای اجتماعی و صحبت با خانواده و اطرافیانشون نشون بدن،
همون سطح بالای توقع ابتداییشون از شرایط هست که پیش از ورود به خاک امریکا داشتن.
یعنی سعی میکنن در تصویرسازی، همون خط بالایی تصوراتشون و حتی چیزی فراتر رو بگیرن
و برن جلو تا اینطور جلوه بدن که من چقدر تصمیم خوبی گرفتم
که مهاجرت کنم. در اینجاست که آدمها دچار غلو و سانسور میشن.
بخشهایی از ویدیو – 2 ( مقایسهی سطح امنیت در ایران و امریکا )
ثبت نظر