منابعی مانند سایت انتخاب و روزنامه اعتماد اطلاعاتم را کسب خواهم کرد.
این منابع هم طبیعتاً از نگاه اصلاحطلبانه مسائل را تفسیر میکنند که ذهنیت من را به سمت اصلاح طلب بودن گرایش میدهد.
حال برعکس؛ فرض کنید من یک اصولگرا باشم.
در این صورت احتمالاً از منابعی مانند سایت فارس و روزنامهی وطن امروز اطلاعاتم را کسب خواهم کرد.
این منابع هم طبیعتاً از نگاه اصولگرایانه مسائل را تفسیر میکنند که ذهنیت من را به سمت اصولگرا بودن گرایش میدهد.
اگر دقت کنید در هر دو حالت بالا یک دور باطل وجود دارد.
من به دلیل عقایدم، به رسانههایی رجوع میکنم که عقایدم را تایید میکنند.
و آن رسانهها عقایدم را تایید و تحکیم میکنند و دوباره این چرخهی باطل به نقطهی اول بر میگردد و خود را تقویت میکند.
ما در مهندسی به این اتفاق میگوییم:
Reinforcing Feedback Loop
که میتواند در کارخانهها خطرناک هم باشد.
فرض کنید دمای رآکتور بالا برود و همین بالا رفتن دما منجر به واکنش بیشتر و قویتری در آن بشود
که خودش بالطبع دما را حتی بالاتر خواهد برد.
بدیهی است که چنین حالتی برای رآکتور نامطلوب است و نهایتا منجر به انفجار سیستم میشود.
بازی رسانه ای
این مطلب را نوشتهام برای یادآوری اینکه خوب است
همهی عزیزان برای بالانس کردن چرخههای درونی خودشان، به رسانههای جناح مقابل مراجعه کنند.
منظور از مراجعه این نیست که برای پیدا کردن ایرادها یا مسخره کردن رقیب، در میان مقالههایش بگردند.
بلکه منظور این است که واقعاً مطالب آن را بخوانند و سعی کنند دنیا را از دید مخالفان خود ببینند.
این کار کمک میکند که از تشکیل و تقویت لوپهای خطرناک فکری جلوگیری شود
و سطح مدارا و مفاهمه در جامعه بالا رود.
در انتها، آمار خوانندگان جراید در انگلستان و رای آنها در انتخابات اخیر را مرور میکنیم.

جایی که عمدهی خوانندگان تلگراف به حزب محافظهکار و عمدهی خوانندگان گاردین به حزب کارگر رای دادهاند (فقط ۱۲ و ۸ درصد از رای خوانندگان تلگراف و گاردین به جناح عمدهی رقیب بوده است).
آن جا هم میتوان گفت خوانندگان تلگراف بهتر است گاردین هم بخوانند و بالعکس
ثبت نظر