نویسنده: دانشآموختهی دانشگاههای تهران و بوستون (باستن)،
ساکن ایالت کالیفورنیا (کلفرنیا)**
**
یکی از تفریحات خانوادههای بچهدار امریکایی گذروندن یک صبح تا عصر در یک مزرعه هست. یعنی اصلا مزارعی در اطراف شهرها به وجود اومدن که بچهها، از کودک چند ماهه تا نوجوونها، میتونن از نزدیک با چنین فضایی آشنا بشن. خب برای جوامع پیشرفتهی صنعتی این خودش یه جور تفریح شیک و ناب به حساب میاد که بتونن یک روز رو وسط زمینهای کشاورزی و زیر آفتاب داغ همراه با استشمام بوی مطبوع دامهای مزرعه بگذرونن.
اینجاست که کودک امریکایی تمام صحنههای شعر جذاب اولد مکدانلد رو که از بچگی شنیده و فقط در ذهنش تصور کرده، از نزدیک میبینه و لمس میکنه. اینجا میتونین برین سر زمین و برحسب فصل سال و محصول مورد برداشت مثلا توتفرنگی، پرتقال، کدوتنبل، و انواع سبزیجات رو با دستهای خودتون بچینید و بعد از پرداخت پولش با خودتون ببرید خونه تا مزهی واقعی توتفرنگی آبدار آفتابخورده رو بعد از سالها بچشید. یا میتونید یه برس گنده دست بگیرید و بزنید تو دل گلهی گوسفندها و بدون حساس شدن نسبت به اونچه که زیر کفشهاتون در حال له شدن هست، پشم گوسفندها رو برس بزنید. بعد یه دفعه چندین راس بزبز قندی به طرف شما هجوم بیارن و با تصور اینکه شما براشون خوراکی آوردین شروع به لیس زدن دست و پاتون بکنن.
تازه تو اینجور مزارع نمایشی، یه سری وسایل یا حیوانات خاص فقط با هدف جذاب شدن روز شما وجود داره. مثلا بچههایی که قد و وزنشون از حد مشخصی کمتر هست میتونن سوار اسبهای کوچیک پونی بشن و یه چند باری دور خودشون بچرخن تا بفهمن اون پونیهای برقی که تو شهربازی سوار میشدن از نزدیک چه شکلی هستن. یا مثلا پشتههای بزرگ و فشردهی یونجه روی هم چیده شدن و ازش یه تپهی بزرگ درست کردن تا فرزند دلبند شما با هیجان از تپهی یونجهها بالا بره و شما ازش از بالای قله عکس یادگاری بگیرین به مناسبت موفقیتش در فتح قلهی یونجهها.
جالب اینجاست که در بیشتر این مزارع، البته نه همهشون، شما میتونید در حین چیدن محصول ازش نوش جان هم بکنین و در آخر بابت اون مقداری که با خودتون از سر زمین خارج میکنین هزینه بدین. البته بر خلاف تصور خیلیا اینجا با وجودی که دستمزد کارگر بابت برداشت و بستهبندی و هزینهی انتقال محصول به شهر وجود نداره، اما قیمت وزنی بیشتری بابت محصولات پرداخت میکنید؛ نسبت به میوه و سبزیجاتی که بستهبندی شده و آماده و تر و تمیز از فروشگاه سر خیابونتون میخرید. دلیلش هم اینه که اینجور مزارع ادعا میکنن که محصولاتشون غیرتراریخته و با روشهای سنتی و نه گلخانهای و صنعتی تولید میشه و نتیجتا شما برای سه تا دونه پرتقال همچین مزارع/باغاتی به اندازهی دو پوند پرتقال تراریختهی فروشگاهی پول میدین.
ولی از حق نگذریم مزهی واقعی میوههای دوران کودکیتون در ایران، همون میوههایی که مادرتون از مغازهی سر کوچه یا از وانتی در حال گذر از کوچه میخریدید رو دوباره زیر زبونتون میچشید؛ یادش بخیر…
پ.ن.: ایدهی راهاندازی این مزارع بدون نیاز به سرمایهی هنگفت در ایران هم قابل اجراست و میتونه به کسب و کار پر رونقی تبدیل بشه.
ثبت نظر