چندی قبل در یک رستوران عربی بودم. بعد از سفارش غذا این گفتگو با یکی از مشتریهای عرب به نام محمد اسماعیل انجام شد.
محمد اسماعیل: اهل سوریه هستی؟
مرد یخی: نه ایرانی هستم.
محمد اسماعیل: با این وجود، از خودمان حساب میشوی. من به ایران هم سفر کردهام.
مرد یخی: کجای ایران؟ خودت اهل کجا هستی؟
محمد اسماعیل: من مصری هستم. قبلاً با شبکهی العالم همکاری داشتم و برای تهیهی گزارش خبری در ایران بودم. به بسیاری از شهرهای ایران سفر کردهام: تهران، اصفهان، شیراز، تبریز.
مرد یخی: چه جالب! آیا جهتگیری خبری العالم را قبول داشتی که با العالم همکاری میکردی؟
محمد اسماعیل: آن وقتها، بله!
مرد یخی: احتمالاً الآن نظرت بعد از وقایع سوریه عوض شده است؟
محمد اسماعیل: نه! به نظر من حکومت ایران بهترین کار را در سوریه کرد و سوریه را از متلاشی شدن نجات داد. الآن هم به شکل علنی از حکومت ایران حمایت نمیکنم، اما در باطن سیاستهای حکومت ایران را قبول دارم.
مرد یخی: پس احتمالاً ناصریست هستی؟ (ناصریست به کسانی گفته میشود که پیرو اندیشهی سوسیالیسم عربی هستند که در دورهی جمال عبدالناصر در جهان عرب حرف اول را میزد)
محمد اسماعیل: بله من ناصریست هستم و از ته قلب به سوسیال دموکراسی باور دارم.
مرد یخی: پس از سیسی هم حمایت میکنی؟
محمد اسماعیل: بله! صد در صد!
مرد یخی: اما به نظر من سیسی بیرحم است. او دو هزار انسان بیگناه را در میدان رابعه کشت.
محمد اسماعیل: دو هزار نفری که چیزی نیست! اگر لازم بود باید بیست هزار نفر را هم میکشت.
مرد یخی: تو گفتی حامی سوسیال دموکراسی هستی! چطور چنین موضعی داری؟
محمد اسماعیل: از نظر من اخوانالمسلمین یک سازمان تبهکار است که مردم مصر را گرفتار کرده بود. سیسی مردم مصر را نجات داد و چارهی دیگری نداشت. طبق آمار، اخوان المسلمین حدود ۸ ملیون حامی دارد اما مصر ۱۰۴ ملیون نفر جمعیت دارد (البته اشتباه میگفت، طبق آمار، جمعیت مصر ۹۴ ملیون نفر است).
مرد یخی: اولاً مردم مصر به اخوانالمسلمین رای دادند، ولو فقط ۸ ملیون عضو رسمی باشند. مهمتر اینکه راه کنار گذاشتن اخوانالمسلمین، کودتا و این کشتار وحشتناک نبود. در دور بعدی انتخابات، مردم میتوانستند با رای خود اخوانالمسلمین را کنار بگذارند.
محمد اسماعیل: اشتباهت همین جاست! مشکل این است که اخوانالمسلمین به چهارچوب دموکراسی پایبند نیست. اخوانالمسلمین دموکراسی و رای مردم را فقط تا جایی قبول دارد که به قدرت برسد. بعدش قرار نیست اجازهی رقابت عادلانه به سایرین هم بدهند. در طول یک سالی که سرکار بودند، حدود چهل هزار کارمند دولت را اخراج و با مهرههای خودشان جایگزین کردند. اگر سیسی یک سال بیشتر صبر کرده بود، دیگر نمیشد آنها را کنار گذاشت. یعنی حتی در انتخابات هم شکست میخوردند، شریانهای کشور را در دست گرفته بودند.
مرد یخی: مگر حالا سیسی به دیگران اجازهی رقابت عادلانه میدهد؟ آیا احزاب اسلامگرا میتوانند در مصر عادلانه رقابت کنند؟
محمد اسماعیل: از حرفهایت معلوم است خودت اسلامگرا هستی. ببین من مسلمان هستم و اسمم هم محمداسماعیل است. من برای انتخاب مردم ایران احترام قائلم که یک نظام دینی را انتخاب کردند. اما جامعهی مصر در مقایسه با ایران بسیار جامعهی متکثری است. در مصر فقط ۱۵ میلیون نفر مسیحی زندگی میکند. مسلمانان هم طیفهای خیلی متعددی دارند. در چنین جامعهای، حکومت دینی مبنی بر برداشت یک گروه خاص از دین جواب نمیدهد. اخوانالمسلمین میخواهد برداشت خودش از اسلام را مثل حرف خدا بر مردم تحمیل کند.
مرد یخی: اگر سیسی بهتر است و ترجیح مردم مصر است، چطور مردم مصر علیه مبارک که شبیه سیسی بود قیام کردند؟
محمد اسماعیل: مشکل مبارک، یک موضوع شخصی بود تا خود نظام. مبارک در طول حکمرانیاش، مردم مصر را از نظام سیاسی جدا کرد و نظام سیاسی را منزوی کرد.
مرد یخی: قبلش هم سادات قرارداد کمپ دیوید را امضا کرد. قراردادی که به ضرر مسلمانان تمام شد.
محمد اسماعیل: آن کار سادات هم اشتباه بود.
مرد یخی: آن موقع هم این اعتقاد را داشتی؟
محمد اسماعیل: بله! البته مشکل من بیش از مفاد قرارداد، به شیوهی انعقاد آن بود. سادات فلسطینیها را دور زد و آنها را در عمل انجام شده قرار داد. حق نداشت این کار را کند. باید به اسرائیل میگفت بروید مشکل را با فلسطینیها حل کنید، بعد بیایید با هم صحبت کنیم. نه این که زیر تعهداتی برود که فلسطینیها نقشی در آن نداشتند.
مرد یخی: بعد از العالم چه کار می کنی؟
محمد اسماعیل: گاهی نویسندگی می کنم. طنز سیاسی مینویسم.
مرد یخی: در چه مجلهای؟
محمد اسماعیل: در مجلههای متعدد. در زمان مبارک حتی یک بار به اطلاعات بابت یک طنز سیاسی احضار شدم و مورد بازجویی قرار گرفتم.
مرد یخی: ساکن مصر هم هستی؟
محمد اسماعیل: نه! اولین بار ۱۹۷۴ از مصر آمدم غرب. همیشه، در رفت و آمد بودهام. الآن ساکن کانادا هستم.
مرد یخی: از آشناییات خوشحال شدم.
محمد اسماعیل: و همینطور. کشور شما خیلی زیباست. میزان پیشرفت ایران تحسینبرانگیز است. شهرهای ایران به شهرهای اروپا بیشتر شباهت دارند تا شهرهای خاورمیانه!
پ.ن.۱: جستجوی اینترنتی بنده برای یافتن فردی با نام محمد اسماعیل (که نمیدانم اسم و فامیلش بود یا فقط اسم کوچک) که با العالم همکاری داشته باشد، نتیجهای نداشت. اگر کسی چنین اسمی را به یاد میآورد، ممنون میشوم خبر بدهد. یک پیرمرد در حدود ۶۰-۷۰ ساله بود.
پ.ن.۲: هر چند محمداسماعیل فقط یک نفر بود و تعمیم از یک مثال امکان خطا دارد اما نکتهی جالبی است که با وجود این که جمهوری اسلامی چهار دهه است شعار اتحاد اسلامی با مسلمین غیرشیعه سر داده و از گروههای غیر شیعه هم حمایت کرده است، در نهایت وقت بزنگاه همهی این گروهها به ایران پشت کردهاند. نکتهی جالب هم این است که این وسط، اندیشهی سوسیالیسم عربی که از نظر ایدئولوژیک با جمهوری اسلامی در تضاد بنیادین است، متحد قابل اعتمادتری بوده است. آیا باید جمهوری اسلامی در شعارها و سیاست خود تجدید نظر کند؟
پ.ن.۳: مستقل از درستی یا نادرستی خود سخن، نظر محمد اسماعیل در مورد مقایسهی جامعهی ایران و مصر، بنده را به فکر فرو برد. به یاد میآورم در یکی از نوشتههای آیتالله مصباح یزدی خواندهام که در اکثریت بودن مومنین، شرط تصدی حکومت نیست. ممکن است مومنین در یک جامعه ۲۰ درصد باشند اما به دلایلی بر اکثریت غلبهی قهری داشته باشند. در این شرایط هم مومنین باید حکومت اسلامی تشکیل بدهند. به نظر شما، فرای یک بحث تئوریک و ذهنی، چنین ایدهای در عمل موفق خواهد شد؟ یا طبق سخن محمد اسماعیل، امروزه در یک جامعهی متکثر نمیشود بر مبنای برداشت یک گروه محدود از متون دینی، حکومتی تشکیل داد که موفق هم باشد؟ اهمیت این بحث در آن است که اگر نظر محمد اسماعیل را بپذیریم، به غیر از ایران در هیچ کشوری حکومتی شبیه جمهوری اسلامی، امکان موفقیت ندارد. دلیلش هم این است که شیعیان، غیر از ایران در کشورهای متکثر زندگی میکنند. مثلاً آیا در عراق میشود جمهوری اسلامی تشکیل داد که مسعود بارزانی التزام عملی به ولایت فقیه داشته باشد؟ حتی در بحرین هم حدود ۴۰ درصد مردم شیعه نیستند… نظرتان چیست؟
ثبت نظر