مومنین محزون و دلفسردهاند، گویی داغ پدر دیدهاند…
تو گویی اشقی الاشقیاء شمشیرِ کین و نامردی بر فرق مولا فرود آورده…
گویی تاریخ عاشورا تکرار شده و یزیدِ میمونباز از قطعه قطعه کردن بهترینِ زمانه و یارانش هلهلهی شادی سر میدهد…
دیروز عصر که خبر را شنیدم در تلگرام و توئیتر چشم میچرخاندم بلکه کسی بگوید دروغ است. بلکه آن هیبت حیدری بیاید بگوید زندهام، نفس میکشم، هستم.
ساعاتی را در تنهایی با همسرم گریه کردیم تا در ایران صبح شد، مثل مرغ سر کنده از این طرف مجازی به آن طرفش میگشتم بلکه رفیقی پیدا کنم، بلکه کسی همکلام شود بگویم دیدی چه بر سرمان آمد؟
هنوز باورمان نشده چه بر سرمان آمده، هنوز گرمیم. این داغ حالا حالاها دست از ما برنمیدارد…
مو بورِ مولتی میلیاردرِ زانیِ بیحیا! بد جنایتی کردی. این حد از رذالت و وقاحت را تنها در یزید بن معاویه میشود سراغ گرفت. دنیایت سرنگون باد نامرد، فرشتهای را از دنیا گرفتی که صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را، تا دگر مادر گیتی چو او فرزند بزاید…
.
.
.
إنّ لقتل الحسين حرارة في قلوب المؤمنين لن تبرد أبداً، تو داغ حاج قاسم را در قلوب مومنین به داغ حسین اضافه کردی، بعید میدانم این داغ تا ظهور حجتِ منتقم، رنگِ سردی و فراموشی به خود گیرد…
ای خدا این سینه دارد میسوزد، این داغ را تنها دیدن روی مهدی التیام بخشد. خوشا به سعادتت حاجی، رفتی و از این زمانهی پست و حقیر خلاص شدی…
ما شیفتهی تو بودیم مرد، رسم مردانگی از پر کردن است. شفاعتمان کن ژنرالِ مقتدرِ مهربان، ای همنشینِ حسین بن علی…
.
.
.
مومنین! این چند روزِ تلخِ دنیا هم بگذرد… نوید باد بر شما بهشت برین، که همنشین با شهیدِ اِرباً اِربایمان، با محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و قاسم و علیاکبر و علیاصغر، در ملک سلیمانیِ خدای لم یزل گل بگویید و گل بشنوید…
دل به کلامالله بسپاریم: «بلی من اسلم وجهه لله و هو محسن فله اجره عند ربه و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون؛ آری هر کس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد پس مزد وی پیش پروردگار اوست و بیمی بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد»
داغ داریم نه داغی که بر آن اخم کنیم
مرگمان باد که شکواییه از زخم کنیم
مرد آن است که از نسل سیاوش باشد
«عاشقی شیوهی رندان بلاکش باشد»
ثبت نظر